تبلیغات
عکس و داستان از جنیان و ارواح
معروف,ترین,مکان,های,ارواح,

.:. امروز :
   
 
پیوندها
وبلاگ دوست یابی
emoboyiran
emoboy and emogirl iran
امكانات

لینكدونی(پیوند های روزانه)


تبلیغات





معروف ترین مکان های ارواح

دراین قسمت می‌خواهیم همراه با شما توری گردشی به مرموزترین و وحشتناك‌ترینمكان‌های ارواح دنیا داشته باشیم و شما را با معروف‌ترین آنها آشنا سازیم.

مردمانگلیس اغلب با خانه‌های ارواح، عمارت‌ها و قصرهای تسخیر شده آشنایی زیادیدارند ولی در این كشور (خانه كشیش بارلی) یكی از پرروح‌ترین خانه‌ها است وروایات و داستان‌های بسیار زیادی برای اثبات این مدعا در دست می‌باشد


اینخانه در سال 1863 در كنار كلیسای بارلی بنا شد تا جناب كشیش‌(هنری بول) درآن سكنی گزیند. این بنا سالها محل طغیان روح‌های سركش بوده و اتفاقاتعجیبی همچون حركت كردن خودبه‌خود اشیا، بوهای عجیب، نقاط سرد در قسمت‌هایمختلف خانه، صدای تاخت و تاز اسب‌ها و تجسم اشباح در آن رخ میداد. حتی بعداز این‌كه این خانه در سال1939 ‌ طعمه حریق گشته و ویران شد و عكس‌هایبسیاری نیز از ویرانه‌های آن گرفته شد، باز هم كلیسای مجاور آن محل بروزاین اتفاقات شد. كاپیتان دبلیو. اچ. گركسون یكی از ساكنان این خانهمی‌نویسد: بارها او و خانواده‌اش روح یك پرستار بچه كه سرگردان به این طرفو آن طرف می‌رفته است را دیده‌اند. بعد از این‌كه این پرستار را چند باردر كنار یكی از پنجره‌های خانه دیدند، آن پنجره را با آجر پوشاندند تادیگر او را نبینند. گركسون در خاطرات خود می‌نویسد(شاید آن آتش‌سوزیمصیبت‌بار تاثیری ناراحت كننده داشته است زیرا در طول آن شب چند نفر گفتندمرا به همراه دو غریبه كه یكی خانمی ملبس به شنلی خاكستری رنگ و دیگریجنتلمن با سر طاس و كت بلند مشكی بودند، دیده‌اند. چند تا ازوحشت‌انگیزترین اتفاقات این خانه كه مو را برتن انسان راست می‌كند برای(ماریان)، همسر كشیش(لیونل فویستر) كه از تاریخ 30 اكتبر 1930 به این خانهنقل مكان نمودند افتاده است. یكی از ارواح این خانه سعی می‌كرد با ماریانارتباط برقرار نماید و این كار را با روش عجیبی انجام می‌داد. او بر رویدیوارهای خانه نامه می‌نوشت عكس‌های این نوشته‌ها هنوز هم در دست است و درمركز مطالعات ماوراءالطبیعه نگهداری می‌شوند. یكی از این عكس‌های شگفت‌آورآجری را نشان می‌دهد كه در هوا شناور است در عكس دیگری چیزی روبان ماننددر هوا معلق می‌باشد و همچنین هیئت‌های مه‌آلود اشباح. هنوز هم افرادبسیاری می‌گویند كه در زمین‌های برجای مانده از خانه كشیش بارلی روح دیدهو از آن عكس ‌گرفته‌اند. در جولای سال 2000 عكسی توسط یكی از گردشگرانگرفته شد كه هاله‌ای كروی و اسرارآمیز كه به آن (اورب) می‌گویند در آنبه‌طور واضحی مشخص است.برج لندن

یكیاز معروف‌ترین و ماندگارترین بناهای تاریخی دنیا برج لندن است كه در عینحال یكی از پرشبح‌ترین ساختمان‌‌های دنیا نیز قلمداد می‌شود بی‌‌شك ناشیاز تعداد زیاد اعدام‌ها، قتل‌ها و شكنجه‌هایی است كه در هزار سال گذشته درپس دیوارهای این محل صورت گرفته است. بارها و بارها گزارش شده است كهافراد مختلفی در دور و اطراف برج روح دیده‌اند. در یك نیمه شب زمستانی درسال 1957 یكی از نگهبانان از صدای برخورد یك شی‌ به سقف از جا پرید. وقتیبرای پیگیری و بررسی از اتاقك بیرون رفت موجودی سفیدرنگ و بی‌‌شكل را دیدكه بر روی برج قرار گرفته است. مدتی بعد آنها دریافتند كه (لیدی جین‌گری)در تاریخ 12 فوریه سال 1554 درهمان محل سر از بدنش جدا شد. شایدسرشناس‌ترین سكنه برج لندن روح (آن بولین) باشد. او یكی از همسران (هنریهشتم) بود كه در سال 1536 در این برج سرش زیر گیوتین گذاشته شد. روح او درمواقع بی‌‌شماری دیده شده است گاهی سرش را در دست دارد و بر روی (برج سبز)یا در كلیسای سلطنتی برج قدم می‌زند. دیگر ارواح این برج، روح (هنری ششم)،(توماس بكت) و (سر والتر رالی) می‌باشند. یكی از مخوف‌ترین داستان‌های برجلندن درباره مرگ(كنتس سالیز بری) می‌باشد. این كنتس در سال 1541 به علتدست داشتن در چند جنایت (كه امروزه اعتقاد بر این است كه این زن بی‌‌گناهبود) به مرگ محكوم شد. وقتی كه كنتس را به سوی چوبه‌دار می‌بردند او ازدست سربازان گریخت و فرار كرد ولی چند لحظه بعد توسط مردی كه تبرش را بهسوی وی پرتاب كرد كشته شد. صحنه اعدام كنتس سالیز بری بارها توسط ارواحبرج سبز نمایش داده شده و توریست‌های حاضر در برج با چشم خود آن رادیده‌اند.

كوئین مری

البتهكشتی كویین مری یك خانه نیست ولی درست مثل خیلی از خانه‌های قدیمی بهتسخیر ارواح درآمده است. كوئین مری كه زمانی یك كشتی اقیانوس پیمای لوكس ومجلل بود، بعد از این‌كه روزهای اقیانوس‌نوردی خود را پشت‌سر گذاشت، درسال 1967 توسط فردی از اهالی كالیفرنیا خریداری شده و به یك هتل تبدیل شد.پرروح‌ترین نقطه كوئین مری موتورخانه آن است. جایی كه پسرك 17 ساله‌‌ای درآن طعمه آتش شد و جان خود را از دست داد. مردم بسیاری می‌گویند صدای ضربهخوردن به لوله‌ها و درهای كابین‌های این كشتی را با گوش خود شنیده‌اند. درجایی از كشتی كه درحال حاضر سالن لابی هتل می‌باشد بارها بانویی سپیدپوشدیده شده است و اشباح‌ چندین كودك، استخر كشتی را به تسخیر خوددرآورده‌اند. روح دختر كوچولویی كه گفته می‌شود گردنش در یك حادثه دراستخر شكست هنوز هم مادر و عروسكش را می‌خواهد. راهروی رختكن استخر،منطقه‌ای پر از اتفاقات غیر قابل توضیح است. مبلمان‌ها بی‌‌دلیل از جایخود حركت می‌كنند، مردم احساس می‌كنند دستانی نامرئی آنها را لمسمی‌نمایند و روح‌های ناشناسی ظاهر می‌شوند. در دماغه كشتی هرازگاهیمی‌توان صدای جیغ یك روح را شنید. جیغی توام با درد كه می‌گویند صدایملوانی است كه در زمان تصادف كشتی كشته شد.
ویلی هاوس

(
ویلیهاوس) واقع در (سن‌ دیه‌گو) كالیفرنیا عنوان معروف‌ترین خانه ارواح ایالاتمتحده را به خود اختصاص داده است. این عمارت درسال 1875 توسط (توماس ویلی)برروی زمینی ساخته شد كه بخشی از آن دریك گورستان قدیمی قرار داشت و ازهمان زمان محل عبور و مرور ارواح بود. نویسنده‌ای به نام (دوتریسی رگولا)درباره تجاربش در آن خانه می‌نویسد: (در طول چندین سال وقتی شبها درمهمانخانه مكزیكی شهر در آن سوی خیابان شام می‌خوردم، دیگر عادت كرده بودمكه ببینم پنجره طبقه دوم ویلی هاوس گاهگاهی باز می‌شود. این در حالی بودكه هیچكس در آن خانه زندگی نمی‌كرد و درهایش قفل بودند. آخرین باری كه بهآن جا رفتم احساس كردم در قسمت‌های مختلفی از آن انرژی خاصی جریان دارد.به خصوص در قسمتی كه زمانی محل دادگاه شهر بود. در این قسمت احساس می‌كردمبوی كهنه سیگار در فضا پیچیده است. در راهروی اصلی بوی عطری به مشاممی‌رسید كه ابتدا فكر كردم مربوط به خانم راهنماست. ولی وقتی جلوتر رفتمتا با او درباره خانه صحبت كنم متوجه شدم او اصلا بوی عطر نمی‌دهد. دیگرارواحی كه در آن خانه دیده شده‌اند عبارتند از: شبح دختركی كه به‌طوراتفاقی درآن خانه حلق‌آویز و خفه شد، روح (جیم رابینسون یانكی) ، دزدی كهآنقدر مردم او را با چماق زدند كه در راهروی خانه جان داد و اكنون روحش درهمان محل ظاهر می‌شود و خود را به توریست‌ها می‌نمایاند. دختر مو قرمزویلی روح بعدی است او آنقدر واقعی به نظر می‌رسد كه گاهی با یك بچه زندهاشتباه گرفته می‌شود. (سیبل لیك) مدیوم مشهور آمریكا می‌گوید تاكنون باچندین روح ویلی هاوس ارتباط برقرار كرده است و (هانس هولزر) شكارچی ارواحنیز ویلی هاوس را یكی از مهم‌ترین ساختمان‌های ارواح آمریكا می‌داند.كاخ سفید

بله،عمارت بزرگ بلوار پنسیلوانیا در واشنگتن‌دی‌سی نه تنها محل زندگیرییس‌جمهور فعلی آمریكاست بلكه منزل چندین رییس‌جمهور فقید این كشورمی‌باشد كه هرازگاهی هوس می‌كنند سری به آن جا بزنند. هر چند كه تمامیآنها سالهاست كه مرده‌اند. می‌گویند پرزیدنت هریسون گاهی اوقات اتاقزیرشیروانی كاخ سفید را جستجو می‌كند و معلوم نیست به دنبال چه چیزیمی‌گردد. پرزیدنت اندرو جكسون اتاق خواب خودش را در كاخ سفید هنوز هم درتسخیر خود دارد و روح (ابیگیل آدامز) همسر یكی از رییس‌جمهورها یك باردرحالی دیده می‌شود كه در هوای یكی از سالن‌های كاخ سفید شناور بود و گوییچیزی را حمل می‌كرد. در این بین روحی كه بیشتر از بقیه به كاخ سفیدمی‌آید، روح (آبراهام لینكلن) است. (النور روزولت) یك بار گفت وقتی دراتاق لینكلن در حال كار بوده حضور پرزیدنت لینكلن را به وضوح حس كرده استكه به او نگاه می‌كرد.
در زمان ریاست جمهوری روزولت یكی از كاركنان كاخسفید می‌گفت روح لینكلن را با چشم خودش دیده است كه روی لبه تختش نشستهبود و چكمه‌هایش را از پایش درمی‌آورد. یك بار دیگر و باز هم در زمانروزولت، (ویلهمینا) ملكه هلند یك شب مهمان كاخ سفید بود. او نیمه‌های شببا صدای ضربه‌ای به در اتاق از خواب بیدار شد. وقتی در را باز كرد رو بهروی خود آبراهام لینكلن را دید كه از درون راهرو به او خیره شده است. همسركالوین كالیج می‌گوید چندین بار لینكلن را دیده است كه دستهایش را در پشتگره كرده بود و در سالن‌ بیضوی كاخ ایستاده بود و از پنجره‌ بیرون راتماشا می‌كرد
.

پل امیلی


پلامیلی پلی كوچك، سرپوشیده و تاریخی در منطقه (استو) در (ورمونت) است كهخیلی‌ها سعی می‌كنند شبها از آن عبور نكنند. می‌گویند روحی به نام (امیلی)این پل را به تسخیر خود درآورده است. كار این روح فقط این نیست كه دروناتاقك پل ظاهر شود و خود را به زندگان نشان بدهد بلكه او روحی ترسناك استو كارهای وحشت‌آوری انجام می‌دهد. به‌طور مثال اتومبیل‌ها را به شدت تكانمی‌دهد و صورت قربانیان خود را با ناخن‌های نامرئی‌اش می‌خراشد. 150 سالاست كه اسبها و اتومبیل‌هایی كه از این پل می‌گذرند خراشیده می‌شوند. مردمصدای زنی را می‌شنوند و هیكل روح مانندی را می‌بینند و شاهد ظهور نورهایعجیبی می‌شوند ولی در عكس‌های گرفته شده از پل امیلی چیزی جز نورهای گویمانند (اورب) دیده نمی‌شود. داستان‌های متفاوتی درباره پل امیلی برسرزبان‌هاست. از دختر عاشقی كه 150 سال پیش به‌خاطر محبوبش خود را بر روی پلحلق‌آویز كرد تا زنی كه در دهه 1970 برای ترساندن بچه‌هایش این افسانه راسرهم كرد. ولی موسسه تحقیقاتی ماوراءالطبیعه آمریكا پس از بررسی این پلزیبا با دستگاه‌های پیشرفته به این نتیجه رسید كه داستان‌های ارواح مردمچندان هم بی‌‌ربط نیستند و درون پل مسلما در تسخیر یك یا چند روح می‌باشد.روحی كه صدای كشیده شدن ناخن‌هایش بر روی دیوارهای چوبی اتاقك روی پل، تنانسان را به رعشه وا می‌دارد.
روح دایی مایك

مندوازده سال پیش با اهالی یك خانه ارواح در جنوب نیوجرسی مصاحبه كردم.مطلبی كه می‌خوانید داستانی است كه خانم صاحبخانه درباره اتفاقات آن جابرایم تعریف كرد. این خانه خانه‌ای خلوت است كه در خیابانی خلوت و در شهریكوچك قرار دارد.داستان ما از اوایل دهه 1960 آغاز شد. در آن زمان (مایك)برادر (جوآن) با یك دختر شلوغ و ناآرام كه خانواده، او را (ردز) صدامی‌زدند نامزد شد. یك روز (مایك) و نامزدش(ردز) در فیلادلفیااتومبیل‌سواری می‌كردند و با دوستانشان كورس گذاشته بودند. هر دوی آنهاحسابی به هیجان آمده بودند و از سرعت لذت می‌بردند. (ردز) برای این‌كهبازنده مسابقات نباشد پشت‌سر هم به مایك می‌گفت (گاز بده، گاز بده) كمیبعد دیگر طاقت نیاورد و از همان طرف پای خود را روی پدال گاز گذاشت و آنرا فشار داد. مایك نتوانست اتومبیل را كنترل كند و اتومبیلشان چپ كرد. دراین تصادف (ردز) فورا كشته و مایك به شدت زخمی شد به‌طوری كه حتی نتوانستدر مراسم تدفین (ردز) شركت كند چون باید در تختش می‌ماند. وقتی خانواده ازمراسم تدفین به خانه برمی‌گشتند، به اتاق مایك در طبقه بالا رفتند، به محضورود آنها مایك برای آنها دقیقا توصیف كرد كه (ردز) در تابوت چه لباسی برتن داشت و چه جواهراتی به همراه داشت. خانواده او می‌پرسیدند كه از كجااین‌چیزها را می‌داند و مایك پاسخ داد (ردز) پیش او آمده بود تا او راببیند.
چندین سال بعد (بابی) پسر (جوآن) برای جنگ راهی ویتنام شد. داییمایك به او گفت فردا تا من نیامده‌ام حركت نكن. چون می‌خواهم یك سكه شانسبه تو بدهم تا از تو حفاظت كند. دایی مایك خیلی اصرار داشت كه این سكه رابه بابی بدهد. روز بعد همه خانواده برای بدرقه (بابی) به فرودگاه رفتند
.
همهبه جز دایی مایك. دایی مایك هرگز به فرودگاه نیامد و بابی مجبور شد بدوندیدن او به ویتنام برود. وقتی جوآن به خانه برگشت همسایه‌ها به او گفتندتلویزیونش را روشن كند و به اخبار گوش بدهد. او تلویزیون را روشن كرد.اخبار، برادرش (مایك) را نشان می‌داد كه كشته شده و روی زمین افتاده بوداو به هنگام سرقت از یك بانك كشته شده بود زیرا می‌خواست یك كلكسیون سكهرا بدزدد
.
یك شب بابی در پایگاه خود نگهبان بود. نیمه‌های شب چشمش بهشخصی افتاد كه در تاریكی به او نزدیك می‌شود. فرمان ایست داد. اسلحه را بهسمت او گرفت. تا به حال به سوی یك انسان واقعی شلیك نكرده بود و به همینخاطر تردید داشت. آن شخص نزدیك‌تر شد و ناگهان بابی او را شناخت. او (داییمایك) بود. دایی مایك به او گفت پشت سرت را نگاه كن. وقتی بابی برگشت درسترو ‌به روی خود یك سرباز دشمن را دید كه با خنجر آماده ایستاده بود. بابیفورا شلیك كرد و او را كشت وقتی برگشت دیگر دایی مایك آن‌جا نبود. دایی‌اشنتواسته بود سكه شانس را به او بدهد ولی گویا خود آن‌جا رفته بود تا جانشرا نجات بدهد. پس از جنگ بابی راننده اتوبوس شد. یك شب دوباره احساس كرددرست مثل زمان جنگ حضور دایی مایك را حس می‌كند. صدای او را شنید كهمی‌گفت (پشت سرت را نگاه كن) او برگشت و مردی را دید كه با یك چاقو آمادهضربه زدن به اوست. او آن مرد را خلع سلاح كرد و به پلیس تلفن زد
.
بابی هنوز هم هرازگاهی كه خطری تهدیدش می‌كند دایی مایك را می‌بیند.

 

ارسال شده توسط:عرفان سیفی در یکشنبه 23 آبان 1389 | نظرات()
مطالب گذشته

داستان هایی واقی از جن
عکس خودکشی یه دختر در مترو تهران
عکس هایی وحشتناک از خودکشی جوان هندی
سخنان ارواح درباره حیات خانوادگی در جهان روح
عکس جن
عکس از ارواح
چشم سوم چیست
تکنیک های عمومی گوی بینی
معروف ترین مکان های ارواح
مکان هایی زندگی جنیان
ماهیت جن ها
گوشه هایی از مکالمه با ارواح
عواملی كه ارواح مبادرت به اذیت دیگران می كنند ...
5 راه برای ارتباط با روح
اطلا عاتی در مورد جن

آرشیو ماهانه
آبان 1389
نظر سنجی
+ ایا از عمل کرد وبلاگ راضی بوده اید
-
-
آمار كلی وبلاگ
نویسندگان عرفان سیفی

آمار وبلاگ بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید های این ماه :
بازدید های ماه قبل :
کل بازدید ها :
تعداد کل مطالب :

اطلاعات بیشتر
Pagerank
تبلیغات

‍CopyRight © 2008 - 2009 by http://safierfan.mihanblog.com . Allreserved
This Template Transporting For Mihanbblog By WorldTemp.MihanBlog.Com And Special Thanks To Milad Mahdavi

معروف,ترین,مکان,های,ارواح,